تبلیغات
بدون عنوان... - حرف های نگفته

بدون عنوان...

بخون و رد شو...

حرف های نگفته

یه عالمه حرف دارم ولی نمیدونم از کجا شرو کنم...

کاش میشد یه جاهایی مُرد بعد دوباره زنده شد...

کاش میشد بعضی وختا یهویی همه چی تموم شه...

کاش میشد بودی کنار اونایی ک دوسشون داری...

کاش یهو یه اتفاقی بیفته ک حس کنی دنیا میتونه قشنگ تر از اینم باشه...

یه جوری شدم کلا...خیلی خنثی...بدون هیچ حس مثبتی...

حتی نمیتونم خودمم عوض کنم...دگ بقیه چیزا ک هیچی...

یه چیزی ک کاملا بهم ثابت شده اینه ک همیشه میتونه یه اتفاق بدتر بیفته...

جوری ک آرزوی همون شرایط بدِ قبلتو داشته باشی...

ولی من حس میکنم این سیرِ اتفاقای بد خیلی صعودیه...بدون حتی یه اتفاق خوب...

خدایا؟؟من باید اینجوری باشم؟؟کی قراره یه ذره ذهنم آزاد شه؟؟

+ بی تفاوت شدم ب چیزایی ک یه زمانی خیلی مهم بودن برام...

من خودِ این مدلیمو دوس ندارم...

++ خاک بر سر من و خاک بر سر تو...دریغ از یه ذره شعور...

+++ تهش قراره چی بشه؟؟حس میکنم خیلی بی مفهومه همه چی...





[ 7 اردیبهشت 95 ] [ 16:50 ] [ فاطمه ] [ cm() ]